دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

353

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

« اى ابان ، مالت را با او نصف كن » . آن‌گاه امام عليه السّلام دريافت كه چه حالى به من دست داد ، پس فرمود : « اى ابان ، آيا از آن آگاه نيستى كه خداى بزرگ دربارهء كسانى كه ايثار ( از خودگذشتگى ) مىكنند چه فرموده است ؟ » گفتم : چرا . فرمود : آن‌گاه كه مالت را با او نصف كنى ، ايثار نكرده‌اى ، هنگامى ايثار مىكنى كه از نصف ديگر مال نيز به او بدهى » . « 1 » ب ) شيخ صدوق به اسناد خودش از ميمون بن مهران نقل مىكند كه گفت : نزد امام حسن عليه السّلام نشسته بودم كه مردى آمد و به او گفت : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، فلانى از من مالى طلبكار است و مىخواهد مرا حبس كند . امام عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند ، مالى نزد من نيست كه از سوى تو بدهىات را بپردازم » . پس او با آن حضرت سخن گفت ؛ امام عليه السّلام پا در كفش نهاد ( و آمادهء رفتن با او شد ) . به او گفتم : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، آيا اعتكاف را فراموش كردى ؟ فرمود : « فراموش نكردم ؛ ليكن از پدرم شنيدم كه به نقل از جدم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هركه در قضاى حاجت برادر مسلمانش بكوشد ، چنان است كه خداى بزرگ را هفتاد هزار سال در حالى عبادت كرده كه روزها روزه داشته و شب‌زنده‌دار بوده است » . « 2 » تعليل به پاداش فراوان در اين روايت ، بدان معناست كه قضاى حاجت مؤمن عملى بىهمتاست كه هيچ كار ديگرى با آن برابرى نمىكند و هيچ واجب و حرامى را نمىتوان بر آن ترجيح داد . بنابراين ، مقصود تنها اين نيست كه قضاى حاجت مؤمن از اعتكاف مهم‌تر است . با وجود اين ، ميمون بن مهران در كتاب‌هاى رجال توثيق نشده است ؛ ليكن علّامه در الخلاصه آورده كه وى از خواص امام هادى عليه السّلام بوده است ؛ « 3 » ولى در طريق صدوق به اين شخص افراد ناشناخته‌اى وجود دارد . « 4 » نزديك به اين مضمون را كلينى در كافى روايت كرده كه از نظر سند مرسل مىباشد . « 5 »

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 547 ، ح 16 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 123 ، ح 538 . ( 3 ) . الخلاصه ، ص 192 ؛ رجال البرقى ، ص 4 . ( 4 ) . ر . ك : مجمع الرجال ( قهبائى ) ، ج 7 ، ص 283 . ( 5 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 158 ، ح 9 .